می نویسم که یادم نره!

Things it yearns to remember

می نویسم که یادم نره!

Things it yearns to remember

جان عاشقی (راستش را بگو)

این بار من خریده‌ام 

نقد تو را کشیده‌ام 

ناز تو را به دیده ام
ای بر رخت ستاره نشسته

این بارمن که دیده‌ام 
وصل تو را بریده‌ام
از من و ما بگو چرا 
تا کی زنم بر این در بسته

این بار من که خوانده‌ام 
رمز تو در ستاره ها
رار نهان من بگو 
با من تمام ماجرا

رویای صادقی در جام عاشقی
لیلای کاملی  اتمام عاقلی

تا 
آستان کویت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی در دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی پایم چرا بُریدی

رویای صادقی
 در جان عاشقی
لیلای کاملی  اتمام عاقلی

نیمی زمینی ام نیم آسمانی ام
محتاج پَر زدن مجنون آنی ام

گفتم ببینمت گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

تا 
آستان کویت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ی در دل با تو داده بودم
دست و دلم که دیدی پایم چرا بُریدی

رویای صادقی
 در جان عاشقی
لیلای کاملی  اتمام عاقلی

نیمی زمینی ام نیم آسمانی ام
محتاج پَر زدن مجنون آنی ام

گفتم ببینمت گفتی که صبر صبر
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد