می نویسم که یادم نره!

Things it yearns to remember

می نویسم که یادم نره!

Things it yearns to remember

دلیل بودن

دلیل بودنم اینه که بودن با تو شیرینه
چشام درگیره چشماته ، چشات مارو نمیبینه
ببین حال دلم خوش نیست یه چیزی بی تو کم دارم
نه میتونم بگم باشی نه از تو چشم بردارم
همیشه تا تو یک لحظه است که قدرش رو نمیدونم
نمی تونم بگم حتی دچار وهم و هزیونم
که با تو زیر یک سقفم ، نمیفهمم چه جوری بت بفهمونم
که دوست دارم ای رویای به رحمم
می خوای باور کنی یا نه می خوام باور کنی هستی
یه جورایی تو رویای هم این که دل به من بستی
بزار این مهر دیوونه بمونه روی پیشونیم
بزار باور کنه دنیا من و تو توی زندونیم
دیگه خسته تر از اونم بگم تنهام و می تونم
نه عشقم من کم آوردم سر از پامو نمیدونم
می خوام فکر کنی بچم بهانه گیرمو لجباز
تو این پایانه بی رویا خیالت باشه یک آغاز
همیشه تا تو یک لحظه است که قدرش رو نمیدونم
نمی تونم بگم حتی دچار وهم و هزیونم
که با تو زیر یک سقفم ، نمیفهمم چه جوری بت بفهمونم
که دوست دارم ای رویای به رحمم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد