زن به دریایی فکر می کند که همه ی عمر خوابش را دیده است. مرد به غروب آرزوهایش می اندیشد که به همراه خورشید در دل دریا فرو می رود و فرزند کوچکی که در بغل دارد به مرغ تنهایی نگاه می کند که در اندیشه ی ماهی های بی کس و کار سرگردان کف دریا روزها را شب می کند. آنکه نشسته، آنکه ایستاده و آنکه پرواز می کند همه در انتظار فردایی هستند که خورشید و دریا برایشان می سازد

خاطرات یک دوربین
سلام خوبی
وبلاگ خوب و جالبی داری
خوشحال میشم از وبلاگم دیدن کنید
در انتظار نظر زیبای شما هستیم
ممنون..
اما وبلاگتون دربلاگ اسکای موجود نبود!!!